صنعت پوشاک بهعنوان یکی از عرصههای اقتصاد فرهنگی، در پیوند میان بازار، زیباییشناسی، سبک زندگی و هویت عمل میکند و هویت برند در آن نه صرفاً یک ابزار تمایز، بلکه سازهای چندبعدی، پویا و زمینهمند است که در تعاملات اجتماعی و نمادین شکل میگیرد. لذا این پژوهش با هدف ارائه و تبیین الگوی پارادایمی هویت برند در صنعت پوشاک با نظریه دادهبنیاد انجام شد. رویکرد تحقیق کیفی بوده و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 16 نفر از مدیران ارشد، بازاریابی و برندسازی صنعت پوشاک کشور به شیوه نمونهگیری نظری گردآوری شد و با بهرهگیری از روش دادهبنیاد اشتراوس و کوربین تحلیل گردید. فرایند کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و گزینشی انجام شد و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA24 صورت پذیرفت که به استخراج مقولههای اصلی و فرعی الگوی پارادایمی پژوهش انجامید.. نتایج نشان داد شرایط علّی شامل قابلیتهای کیفیتساز و اعتمادآفرین محصول، سرمایه فرهنگی-هویتی برند، اعتماد نهادی و نظام پاسخگویی برند و ظرفیت نوآوری و ارزشآفرینی بر پدیده محوری یعنی هویت برند کالاهای ایرانی اثرگذارند. هویت برند در تعامل با شرایط زمینهای شامل ویژگیهای فرهنگی-اجتماعی اکوسیستم مصرف ایرانی و چارچوب حمایتی حاکمیتی، و نیز تحت تأثیر شرایط مداخلهگر شامل چالشهای ساختاری، نهادی و رقابتی، بر راهبردها و اقدامات در قالب استراتژی تقویت و بازآفرینی هویت برند اثر میگذارد. اجرای این راهبردها به پیامدهایی نظیر تقویت سرمایه هویتی و نمادین برند، توسعه جایگاه رقابتی داخلی و خارجی و تغییر نگرش و اعتماد اجتماعی نسبت به کالاهای ایرانی منجر میشود