<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشنامه صنعت و معدن</title>
    <link>http://jimr.itsr.ir/</link>
    <description>پژوهشنامه صنعت و معدن</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>یادداشت مدیرمسئول: چرایی یک دگرگونی</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_741464.html</link>
      <description>تغییر نام نشریه &amp;amp;laquo;بررسی‌های بازرگانی&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;پژوهشنامه صنعت و معدن&amp;amp;raquo;، نه یک جابه‌جایی صوری، بلکه یک بازتنظیم معرفتی و انطباق راهبردی با تحولات نهادی کشور است. این دگرگونی با هدف رفع ناهماهنگی میان هویت نشریه و مأموریت‌های نوین مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی به‌ عنوان بازوی فکری وزارت صنعت، معدن و تجارت صورت گرفته است. هدف بنیادین این اقدام، تخصص‌گرایی قلمرویی و تفکیک دقیق حوزه‌های دانشی است؛ به‌گونه‌ای که با تمرکز بر مسائل ساختاری صنعت و معدن، از هم‌پوشانی با دیگر نشریه‌های موسسه پرهیز شود. در این بازآرایی ضمن دعوت از اعضاء جدید هیئت تحریریه، بر آن بوده‌ایم تا از یک رسانه علمی صرف، به یک مرجع سیاست‌محور و پل ارتباطی میان دانش نظری و نیازهای عملی نظام تصمیم‌گیری تبدیل شود. بدین ترتیب است که با ارتقای کیفیت ورودی‌ها و تمرکز بر پژوهش‌های مساله‌محور، جایگاه نشریه به تدریج در زیست‌بوم توسعه صنعتی و حکمرانی معدنی کشور تثبیت خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پارادوکس صنعت خودروسازی چین: مالکیت دولتی ـ عمومی و عملکرد رقابتی</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_741449.html</link>
      <description>هدف این مقاله، تبیین موفقیت اقتصاد دولت‌گرای چین با تمرکز بر صنعت خودروسازی این کشور و ارائه تبیینی نو برای حل پارادوکسی است که در تبیین متعارف اقتصاد (نفی مالکیت دولتی به دلیل سازوکارهای انگیزشی و مواجهه با موفقیت صنعت خودروسازی چین با مالکیت و مداخله گسترده دولت) پدیدار می‌شود. روش پژوهش، مطالعه موردی تاریخی و چارچوب نظری آن، نظریه دولت توسعه‌خواه است. داده‌های مورد نیاز برای ارزیابی علل اساسی این موفقیت، با رجوع به اسناد تاریخی و در سه سطح صنعت، اقتصاد کلان و حکمرانی سیاسی، بر اساس شاخص‌هایی همچون سیاست صنعتی، خوشه‌سازی صنعتی، تأمین مالی سرمایه‌گذاری‌ها، الگوی خاص سرمایه‌گذاری مشترک خارجی و ویژگی‌های نظام برنامه‌ریزی و حکمرانی گردآوری و تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مالکیت دولتی، در شرایطی که دولت از ظرفیت سیاست‌گذاری و ویژگی‌های یک دولت توسعه‌خواه برخوردار باشد، لزوماً به ناکارآمدی منجر نمی‌شود؛ بلکه دولت می‌تواند از طریق سیاست صنعتی، هدایت منابع، تأمین مالی و شکل‌دهی به روابط میان دولت و بنگاه‌ها، زمینه‌های لازم برای توسعه فناورانه و ارتقای توان رقابتی صنعت را فراهم کند. از این منظر، موفقیت صنعت خودروسازی چین را می‌توان نه در نفی نقش دولت، بلکه در کیفیت و جهت‌گیری مداخله دولت و نحوه پیوند آن با ساختار مالکیتی توضیح داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مالی و اقتصادی تکمیل زنجیره تولید آلومینا با احداث کارخانه سیمان دیرگداز</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_737507.html</link>
      <description>سیمان دیرگداز به عنوان ماده‌ای مقاوم در برابر حرارت بالا، خوردگی و فرسایش در صنایع مختلف کاربرد دارد. با توجه به در دسترس بودن آهک مورد نیاز تولید این سیمان در استان همدان، پژوهش حاضر به بررسی امکان تولید سیمان دیرگداز در این استان با رویکردی آمیخته (کمی-کیفی) پرداخته است. برای جمع‌آوری اطلاعات از روش مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه نیمه‌ساختار یافته با 16 نفر از خبرگان صنعت استفاده شده است. تحقیق در سه مرحله با محوریت مطالعات بازاریابی، مطالعات فنی- تکنولوژی و مطالعات مالی-اقتصادی انجام شد. روند بازار داخلی و بین‌المللی محصول مبتنی بر داده‌های تجاری با استفاده از مصاحبه‌های ساختار یافته و روش رگرسیون پیش‌بینی گردید. برای تخمین هزینه ثابت و جاری از داده‌های آماری و استعلام از مراجع معتبر استفاده شد. در نهایت ارزیابی مالی با استفاده از نرم‌افزار کامفار صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که تولید سیمان دیرگداز در ایران با وجود چالش‌های تأمین آلومینای خالص، پتانسیل بالایی برای رشد و صادرات دارد. مازاد عرضه با رشد مثبتی مواجه بوده و از 10,993 تن (1402) به مقدار 32,054 تن (1405) خواهد رسید. در کشورهای همسایه نیز ظرفیت مناسب صادراتی (458,000 تن) وجود دارد. کل سرمایه‌گذاری مورد نیاز پروژه 27,590,511 میلیون ریال بوده و با استفاده از 11/55 درصد از ظرفیت تولید در سال اول، پروژه به نقطه سر به سری می‌رسد. دوره بازگشت سرمایه، 67/4 سال، ارزش خالص فعلی سرمایه، 87/9,098,279 میلیون ریال و نرخ بازده داخلی سرمایه‌گذاری برابر با 51/42 درصد به‌دست آمده است؛ فلذا پروژه در شرایط فوق توجیه‌پذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سرمایه انسانی و ساختار بازار بر سودآوری صنعتی</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_738920.html</link>
      <description>این پژوهش تأثیر نیروی کار تحصیلکرده دانشگاهی بر سودآوری صنعت در استان‌های ایران را با استفاده از داده‌های پانلی صنایع (1392&amp;amp;ndash;1400) و مدل رگرسیونی با اثرات ثابت بررسی می‌کند. متغیر وابسته سودآوری و متغیرهای مستقل شامل اندازه صنعت، رشد ارزش‌افزوده، نیروی کار دارای تحصیلات عالی، تمرکز صنعت و توان دوم تمرکز می باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد اندازه صنعت و رشد ارزش‌افزوده تأثیر مثبت و معناداری بر سودآوری دارند که با انتظارات نظری همخوان است. در مقابل، نیروی کار تحصیلکرده دانشگاهی تأثیر منفی بر سودآوری نشان می‌دهد. این اثر منفی می‌تواند ناشی از افزایش هزینه‌های دستمزد، عدم تطابق مهارت‌های آموخته‌شده با نیازهای عملیاتی صنعت، یا بازدهی بلندمدت‌تر سرمایه انسانی نسبت به افق کوتاه‌مدت سودآوری باشد. همچنین توان دوم تمرکز بازار اثر منفی بر سودآوری دارد که حاکی از رابطه U معکوس بین تمرکز و سودآوری است. به این معنا که با افزایش تمرکز، سودآوری ابتدا افزایش و سپس پس از نقطه‌ای بهینه کاهش می‌یابد. این امر می‌تواند ناشی از کاهش رقابت، ناکارایی در مقیاس بسیار بزرگ، یا افزایش مداخلات نظارتی در بازارهای متمرکز باشد. نتایج مطالعه ضرورت بازنگری در سیاست‌های جذب نیروی متخصص، بهبود ارتباط نظام آموزشی با نیازهای صنعت، و توجه همزمان به کیفیت نیروی انسانی، تناسب مهارت‌ها و ساختار رقابتی بازار را در سیاست‌گذاری صنعتی خاطرنشان می‌سازد. افزایش سهم نیروی کار دانشگاهی بدون هماهنگی مهارتی، و همچنین تمرکز بیش‌ازحد بازار، می‌تواند اثرات نامطلوبی بر عملکرد مالی بنگاه‌ها داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی راهبردها، بسترها و موانع آمیخته بازاریابی خودروهای برقی در شبکه‌های اجتماعی</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_738612.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین راهبردها، بسترها و موانع مؤثر بر به‌کارگیری مؤلفه‌های آمیخته بازاریابی خودروهای برقی در شبکه‌های اجتماعی انجام شده است. با توجه به ماهیت اکتشافی موضوع و ضرورت دستیابی به درکی عمیق و بومی از پدیده مورد مطالعه، از رویکرد کیفی و استراتژی پژوهش داده‌بنیاد استفاده گردید. مشارکت‌کنندگان در پژوهش را ۱۹ نفر از خبرگان نظری (اساتید دانشگاه در رشته مدیریت بازرگانی) و خبرگان تجربی (مدیران و مسئولان اجرایی صنعت خودروهای برقی و متخصصان بازاریابی دیجیتال) تشکیل دادند که با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون با کمک نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش منجر به استخراج ۹۴ مضمون پایه، ۱۸ مضمون سازمان‌دهنده (مؤلفه) و ۶ مضمون فراگیر (بعد) گردید. نتایج نشان می‌دهد که بسترهای آمیخته بازاریابی در دو بعد &amp;amp;laquo;شبکه‌های اجتماعی&amp;amp;raquo; (با مؤلفه‌های ابزارهای ارتباطی، تحلیل داده‌ها و تبلیغات دیجیتال) و &amp;amp;laquo;زیرساخت‌های بازاریابی دیجیتال&amp;amp;raquo; (با مؤلفه‌های وب‌سایت‌ها و پلتفرم‌های آنلاین، اپلیکیشن‌های موبایل و واقعیت افزوده) قابل طبقه‌بندی هستند. راهبردهای مؤثر نیز در دو بعد &amp;amp;laquo;منابع انسانی&amp;amp;raquo; (با مؤلفه‌های کارکنان حرفه‌ای، تیم‌های بازاریابی و اینفلوئنسرها) و &amp;amp;laquo;مشتری‌محوری&amp;amp;raquo; (با مؤلفه‌های مشتریان هدف، وفاداری مشتریان و تجربه مشتری) تبیین شدند. موانع پیش‌رو نیز در دو بعد &amp;amp;laquo;دسترسی&amp;amp;raquo; (با مؤلفه‌های زیرساخت‌های شارژ، فروش آنلاین و نمایندگی‌های فیزیکی) و &amp;amp;laquo;پذیرش فناوری&amp;amp;raquo; (با مؤلفه‌های هزینه‌های اولیه بالا، آگاهی عمومی پایین و نگرانی‌های مربوط به عملکرد خودرو) شناسایی گردیدند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که موفقیت در بازاریابی خودروهای برقی در شبکه‌های اجتماعی نیازمند نگاهی سیستمی و یکپارچه به این سه مقوله و در نظر گرفتن تعاملات پیچیده میان آن‌هاست. چارچوب نظری مستخرج از پژوهش حاضر می‌تواند به عنوان نقشه راهی برای شرکت‌های فعال در این حوزه عمل کرده و به مدیران بازاریابی در طراحی و اجرای استراتژی‌های اثربخش با توجه به شرایط بومی بازار ایران یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی اقتصادی-مالی جذب سرمایه در صنعت گردشگری مذهبی</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_738921.html</link>
      <description>سرمایه‌گذاری از عوامل کلیدی در توسعه پایدار گردشگری مذهبی است و تداوم جذب سرمایه‌گذاران در این حوزه به جذابیت اقتصادی و مالی فرصت‌های سرمایه‌گذاری وابسته است. با این حال، شناسایی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری این جذابیت و نقش آن در تحقق و پایداری جذب سرمایه‌گذاران همچنان از چالش‌های مهم گردشگری مذهبی محسوب می‌شود. از این رو، هدف پژوهش حاضر طراحی و آزمون مدل ساختاری جذابیت اقتصادی و مالی سرمایه‌گذاری و تبیین اثر آن بر تحقق و پایداری جذب سرمایه‌گذار در گردشگری مذهبی است. در این مدل، محیط نهادی و حکمرانی سرمایه‌گذاری مذهبی و زیرساخت‌ها و قابلیت‌های مقصد مذهبی به‌عنوان سازه‌های پیشایند، جذابیت اقتصادی و مالی سرمایه‌گذاری به‌عنوان سازه میانجی و تحقق و پایداری جذب سرمایه‌گذار به‌عنوان سازه پیامدی در نظر گرفته شده‌اند. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی است. جامعه آماری شامل سرمایه‌گذاران فعال در گردشگری و گردشگری مذهبی، مدیران و کارشناسان سازمان‌های مرتبط و خبرگان اقتصاد گردشگری در سال 1404 بود. نمونه‌گیری به روش قضاوتی هدفمند انجام شد و 100 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه پژوهشگرساخته گردآوری و با مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی تحلیل شد. نتایج نشان داد زیرساخت‌ها و قابلیت‌های مقصد مذهبی، همچنین محیط نهادی و حکمرانی سرمایه‌گذاری مذهبی، اثر مثبت و معناداری بر جذابیت اقتصادی و مالی سرمایه‌گذاری دارند. افزون بر این، جذابیت اقتصادی و مالی سرمایه‌گذاری بر تحقق و پایداری جذب سرمایه‌گذار اثر مثبت و معناداری دارد و در روابط مذکور نقش میانجی ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تاریخی به‌کارگیری پارادایم نوآوری باز در صنعت فولاد ایران: تحلیلی مبتنی بر مفهوم یادگیری فناورانه</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_737579.html</link>
      <description>بر اساس مفهوم خط سیر فناوری در کشورهای در حال توسعه، فرآیند نوآوری در این کشورها با بهبود توانمندی نوآوری بنگاه‌هایی آغاز می‌شود که با شرکت‌های خارجی بزرگ و چندملیتی تعامل دارند و دانش و فناوری را از شرکت های پیشرو جذب می‌کنند. پویایی این فرآیند می‌تواند کشورهای نوظهور را، از طریق رویکردهای نوآوری باز، خود به منبع فناوری و نوآوری بدل کند. با این حال، فرآیندها و سازوکارهایی که بنگاه‌های کانونی در نوآوری باز به کار می‌گیرند و به ارتقای توانمندی فناورانه می‌انجامد، هنوز به‌طور کامل شناسایی و مستند نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل تاریخی الگوهای نوآوری باز در صنعت فولاد ایران از منظر یادگیری فناورانه است. برای این منظور، از روش مطالعه موردی و رویکرد تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۹ خبره از چهار گروه ذی‌نفع (سیاست‌گذاران، تولیدکنندگان فولاد، شرکت‌های مهندسی و مؤسسات تحقیقاتی دانشگاهی) تا دستیابی به اشباع نظری گردآوری گردید. یافته‌ها سه الگوی اصلی را آشکار ساخت: &amp;amp;laquo;سازمان یاددهنده به‌عنوان تلفیق جریان ورودی و خروجی دانش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایجاد شرکت‌های مهندسی به‌عنوان شرکت‌های زایشی&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;ایجاد و ارتقای زیست‌بوم نوآوری برای توسعه فناوری‌های مرز دانش&amp;amp;raquo;. تحلیل تاریخی نشان داد که این الگوها هر یک نقطه آغاز مشخصی دارند اما فاقد نقطه پایان‌اند و به‌صورت لایه‌هایی هم‌پوشان و مکمل تا امروز فعال مانده‌اند؛ ضمن آنکه با گذر زمان، بازیگران کلیدی و سازوکارهای غالب یادگیری در هر دوره دگرگون شده و صنعت را از نوآوری تدریجی به‌سوی نوآوری بنیادین سوق داده‌اند. این یافته‌ها برای سیاست‌گذاران و مدیران بنگاه‌های کانونی در طراحی سازوکارهای حمایتی و یادگیری متناسب با هر مرحله از بلوغ صنعت دلالت‌های کاربردی دارد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>گذار فناورانه به صنعت پایدار: نقش زیست‌محیطی تجارت الکترونیک در ایران</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_741030.html</link>
      <description>رشد شتابان تجارت الکترونیک در سال‌های اخیر، اگرچه دستاوردهای اقتصادی قابل‌توجهی به همراه داشته، اما با چالش‌های زیست‌محیطی جدی نظیر افزایش مصرف انرژی، انتشار کربن و تولید فزاینده پسماند همراه بوده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش فناوری‌های نوظهور، به ‌ویژه هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء، در تعدیل این اثرات منفی و ارتقای پایداری زیست‌محیطی انجام شده است. مطالعه حاضر با استفاده از رویکرد روش‌شناسی آمیخته اکتشافی انجام گرفت. در بخش کیفی، با اتکا به مرور نظام‌مند ادبیات موضوع و تحلیل محتوا، مؤلفه‌ها و روابط کلیدی شناسایی شدند. در بخش کمّی، برای اعتبارسنجی مدل مفهومی، داده‌های حاصل از پرسشنامه توزیع‌شده میان ۵۶ تن از خبرگان، با بهره‌گیری از تکنیک مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار &amp;amp;laquo;اسمارت‌پلاس&amp;amp;raquo; تحلیل شد. یافته‌ها حاکی از آن است که پذیرش هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء تأثیر مثبت و معناداری بر پایداری زیست‌محیطی در تجارت الکترونیک دارد. مکانیزم‌های کلیدی این اثرگذاری شامل بهینه‌سازی هوشمند شبکه حمل‌ونقل، مدیریت بهینه منابع و کاهش ضایعات ناشی از بسته‌بندی است. در نهایت، این مطالعه نشان می‌دهد که یکپارچه‌سازی هوشمند این فناوری‌ها، ضرورتی راهبردی برای گذار به تجارت الکترونیک پایدار و تحقق اهداف زیست‌محیطی در این صنعت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی پایدار با محوریت تحول دیجیتال در صنعت خودروسازی کشور</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_737576.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی پایدار با محوریت تحول دیجیتال در صنعت خودروسازی کشور انجام شد و به‌صورت آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) اجرا گردید. در بخش کیفی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد خودروسازی انجام شد و داده‌ها با روش داده‌بنیاد و نرم‌افزار MAXQDA تحلیل گردید. در بخش کمی نیز پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته بر اساس یافته‌های کیفی، با طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای، میان ۲۰۰ مدیر و کارشناس توزیع شد و داده‌ها با روش حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار SMART PLS تحلیل شدند. یافته‌های کیفی نشان داد که شرایط علّی اثرگذار بر بازاریابی پایدار شامل فشارهای نهادی و رگولاتوری، تغییر رفتار مشتریان، رقابت فناورانه و الزامات توسعه پایدار است؛ همچنین زیرساخت‌های فناورانه و اطلاعاتی و ویژگی‌های ساختاری-صنعتی خودروسازی به‌عنوان شرایط زمینه‌ای و چالش‌های ساختاری و فرآیندی در مسیر گذار دیجیتال پایدار به‌عنوان شرایط مداخله‌گر شناسایی شدند. راهبرد اصلی مدل، استقرار تحول دیجیتال است که از طریق داده‌محوری، هوشمندسازی ارتباط با مشتری، یکپارچه‌سازی کانال‌های بازاریابی، بهبود تصمیم‌گیری و تقویت زنجیره ارزش پایدار، زمینه‌ساز پیامدهای اقتصادی، زیست‌محیطی، اجتماعی، فناورانه و صنعتی می‌شود. نتایج اعتبارسنجی کمی نشان داد روابط اصلی مدل از نظر آماری معنادار بوده و ضرایب مسیر میان سازه‌های اصلی، نقش پیش‌بین متغیرهای مدل را تأیید می‌کند. همچنین مقادیر ضریب تعیین سازه‌های درون‌زا بیانگر قدرت تبیینی مناسب مدل و شاخص‌های برازش مدل نشان‌دهنده کفایت ساختار اندازه‌گیری و ساختاری الگوی پیشنهادی بود. نوآوری پژوهش حاضر در ارائه الگویی یکپارچه برای تبیین بازاریابی پایدار در صنعت خودروسازی کشور بر پایه منطق تحول دیجیتال است. این الگو برخلاف رویکردهای پراکنده موجود، بازاریابی پایدار، قابلیت‌های دیجیتال، الزامات نهادی، رفتار نوین مشتریان و اقتضائات ساختاری صنعت خودرو را در قالب یک مدل پارادایمی منسجم ترکیب می‌کند و امکان سنجش تجربی روابط میان این ابعاد را فراهم می‌سازد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه قابلیت‌های یادگیری ماشین در صنعت خرده‌فروشی: نقشه راه رقابت‌پذیری مبتنی بر مدل‌سازی و جهت‌دهی رفتار مصرف‌کننده</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_738919.html</link>
      <description>صنعت خرده‌فروشی با رشد فزاینده داده‌ها در حال حرکت به‌سوی یک اکوسیستم فیجیتال است که در آن، یادگیری ماشین نقشی کلیدی در تبدیل داده‌های خام به بینش‌های عملیاتی ایفا می‌کند. هدف این تحول، تحلیل دقیق رفتار خرید مشتریان، پیش‌بینی روندهای آتی و جهت‌دهی فعالانه به تصمیمات مصرف‌کنندگان است. با وجود گسترش پژوهش‌ها، ادبیات موجود از نبود یک چارچوب راهنمای جامع و ساختارمند یا نقشه راهی رنج می‌برد که توالی سرمایه‌گذاری‌های فناورانه و فرآیندهای عملیاتی لازم برای تحقق این اهداف را مشخص کند.پژوهش حاضر با هدف تدوین چنین چارچوبی، از روش کیفی فراترکیب استفاده کرده است. داده‌ها از ۸۵ مقاله علمی پیشین گردآوری و با بهره‌گیری از کدگذاری باز تحلیل شده‌اند. یافته‌ها به ارائه یک نقشه راه فناوری برای صنعت خرده‌فروشی منجر شد که از سه لایه اصلی اهداف، فرآیند و زیرساخت تشکیل شده است. لایه اهداف شامل تحلیل و پیش‌بینی رفتار خرید، شخصی‌سازی تجربه مشتری، بهبود عملکرد تجاری و سودآوری، نوآوری فناورانه، ملاحظات اخلاقی، و سازگاری با شرایط بازار است. لایه فرآیند، فرآیندهای جمع‌آوری داده، تحلیل، تصمیم‌گیری، تعامل و یادگیری مبتنی بر بازخورد را در بر می‌گیرد. لایه زیرساخت نیز شامل سخت‌افزارهای داده‌محور، شبکه‌های ارتباطی، الگوریتم‌های هوش مصنوعی، پلتفرم‌های اطلاعاتی دیجیتال و لایه‌های تعامل با مشتری است.در مجموع، این مدل جامع به مدیران خرده‌فروشی کمک می‌کند تا سرمایه‌گذاری‌های مبتنی بر یادگیری ماشین را با نتایج مالی قابل اندازه‌گیری و الزامات اخلاقی هم‌راستا کرده و به مزیت رقابتی پایدار دست یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه بازار در محیط پرتلاطم: آینده‌نگاری راهبردی صنعت لوازم خانگی ایران و تدوین سناریوهای بدیل در افق ۱۴۱۴</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_737583.html</link>
      <description>هدف: صنعت لوازم خانگی ایران پس از دهه‌ها تمرکز بر الگوی مونتاژکاری، اکنون در نقطه عطف گذار به سمت تولید با طراحی اصلی و توسعه بازارهای صادراتی قرار دارد. پژوهش حاضر با هدف تدوین سناریوهای بدیل توسعه بازار در افق ۱۴۱۴، به دنبال شناسایی پیشران‌های کلیدی و ارائه نقشه راه استراتژیک برای کنش‌گری پیشرو در این صنعت است. روش‌شناسی: این تحقیق از منظر هدف، کاربردی-توسعه‌ای و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی با رویکرد آینده‌نگارانه است. داده‌ها از طریق استراتژی آمیخته (اکتشافی متوالی) گردآوری شدند. ابتدا با پایش محیطی پستل و پنل خبرگان، ۳۴ متغیر شناسایی و سپس با استفاده از تحلیل ساختاری نرم‌افزار  میک‌مک، ۱۲ پیشران کلیدی استخراج گردید. در نهایت، با بهره‌گیری از مدل شبکه‌ی کسب‌وکار جهانی(GBN)، عدم‌قطعیت‌های بحرانی شناسایی و سناریوهای بدیل صورت‌بندی شدند.&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان داد که چهار عدم‌قطعیت &amp;amp;laquo;تعاملات بین‌المللی و تحریم‌ها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نفوذ اکوسیستم هوشمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پایداری زیست‌محیطی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ساختار رگولاتوری حکمرانی&amp;amp;raquo;، ستون‌های اصلی آینده صنعت را شکل می‌دهند. بر این اساس، چهار سناریو تحت عناوین &amp;amp;laquo;جهش فناورانه، &amp;amp;laquo;رشد شکننده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توسعه واگرا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فروپاشی زنجیره&amp;amp;raquo; ترسیم شدند. یافته‌ها موید آن است که توسعه بازار صادراتی تنها در سایه گذار به قابلیت‌های پویا و نوسازی مدل‌های کسب‌وکار میسر است.&#13;
نتیجه‌گیری: اهمیت این پژوهش در ارائه مدلی بومی است که برخلاف مطالعات سنتی، آینده‌نگاری را به قابلیت‌های عملیاتی بازاریابی پیوند می‌زند. نتایج حاکی از آن است که استراتژی‌های &amp;amp;laquo;توسعه معماری ماژولار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مدل‌های خدمات‌محور&amp;amp;raquo;، راهبردهای پابرجایی هستند که فارغ از تحقق هر سناریو، تضمین‌کننده بقا و بالندگی صنعت لوازم خانگی در محیط متلاطم ایران خواهند بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معماری نهادی یادگیری سازمانی در سازمان‌های صنعتی: مورد مطالعاتی شرکت ایران‌خودرو</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_738922.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف مدل‌سازی ساختاری عوامل مؤثر بر یادگیری سازمانی در سازمان‌های صنعتی (مورد مطالعه: شرکت ایران‌خودرو) انجام شد. برای دستیابی به هدف پژوهش از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) استفاده شد. جامعه مشارکت‌کنندگان در بخش کیفی شامل مدیران باسابقه ایران‌خودرو است. نمونه‌گیری به روش هدفمند انجام شد که با 12 نفر اشباع نظری حاصل شد. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل مدیران و کارشناسان ایران‌خودرو است که با فرمول کوکران 400 نفر برآورد گردید و روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه استفاده شد. تحلیل مصاحبه‌ها با روش تحلیل مضمون در نرم‌افزار MAXQDA 24 انجام شد و برای تعیین روابط و سطح‌بندی مؤلفه‌ها از مدل‌سازی ساختاری ـ تفسیری و نرم‌افزار MICMAC و جهتداعتبارسنجی مدل از روش حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار SMART PLS استفاده شد. یافته‌ها نشان داد یادگیری سازمانی در صنعت، پدیده‌ای چندسطحی است که از تعامل سه دسته عامل شکل می‌گیرد: عوامل بنیادین (زیرساخت‌ها، رهبری تحول‌آفرین و فرهنگ یادگیری)، عوامل میان‌سطحی (شایستگی فردی، یادگیری فناورانه، یادگیری فنی-عملیاتی، همکاری فرابخشی و مدیریت دانش) و عوامل راهبردی(سنجش، نوآوری‌محوری و آینده‌نگری). این زنجیره در نهایت به &amp;amp;laquo;بلوغ سازمانی یادگیری‌محور&amp;amp;raquo; منجر می‌شود؛ وضعیتی که در آن یادگیری در ساختار، فرهنگ و تصمیم‌گیری‌های سازمان نهادینه می‌شود. نوآوری پژوهش حاضر در تبیین یادگیری سازمانی به‌عنوان یک نظام چندسطحی، بومی و قابل مدیریت در سازمان‌های صنعتی است. این پژوهش نشان می‌دهد که بلوغ یادگیری سازمانی حاصل اثر منفرد یک عامل نیست، بلکه از پیوند منسجم عوامل زیرساختی، انسانی، فناورانه، عملیاتی، دانشی و راهبردی شکل می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌های دیجیتال، کیفیت نهادی و کارآفرینی: تحلیلی پویا از اثرات ناهمگون</title>
      <link>http://jimr.itsr.ir/article_737580.html</link>
      <description>مفهوم &amp;amp;laquo;دیجیتالی‌شدن&amp;amp;raquo; در ادبیات کارآفرینی اغلب به‌عنوان سازه‌ای یکپارچه سنجیده شده و پژوهش‌های پیشین عمدتاً از تحلیل نحوه تعامل متمایز ابعاد مختلف آن با بستر نهادی غفلت کرده‌اند. این مطالعه با رویکردی جزء‌نگر، دیجیتالی‌شدن را به سه مؤلفه اصلی شامل قابلیت اتصال، استفاده از اینترنت و ادغام فناوری دیجیتال تفکیک کرده و به‌طور تجربی این پرسش را بررسی می‌کند که آیا این مؤلفه‌ها تأثیرات ناهمگونی بر فعالیت کارآفرینی (TEA) دارند و آیا کیفیت نهادی هر یک را به‌طور نامتقارنی تعدیل می‌کند. برای این منظور، از داده‌های پانل 41 کشور (توسعه‌یافته و در حال توسعه) طی دوره 2023-2007 و برآوردگر گشتاورهای تعمیم‌یافته سیستمی (System GMM) برای مهار درون‌زایی و لحاظ پویایی‌های کارآفرینی استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که اولاً، هر سه مؤلفه دیجیتال تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی دارند، اما بزرگی این تأثیرات متفاوت است و قابلیت اتصال قوی‌ترین محرک مستقیم است. ثانیاً، کیفیت نهادی اثر هر مؤلفه را به‌شکلی نامتقارن تعدیل می‌کند؛ به‌طور مشخص، اثر تعدیلی نهادها بر ادغام فناوری دیجیتال (به‌عنوان پیشرفته‌ترین لایه دیجیتالی‌شدن) بسیار بزرگ و معنادار است، در حالی که این اثر بر قابلیت اتصال (لایه زیرساختی) بسیار ضعیف‌تر می‌باشد. ثالثاً، تحلیل اثرات نهایی آشکار می‌سازد که در محیط‌های با کیفیت نهادی ضعیف، قابلیت اتصال بازدهی غالب را دارد، اما با بهبود نهادها، ادغام فناوری دیجیتال به بیشترین بازدهی دست می‌یابد. این یافته‌ها دلالت‌های سیاستی مهمی به همراه دارند: در کشورهای با نهادهای شکننده، اولویت با سرمایه‌گذاری در زیرساخت ارتباطی است، در حالی که در اقتصادهای با نهادهای قوی، سیاست‌ها باید به سمت تشویق ادغام عمیق فناوری‌های پیشرفته در کسب‌وکارها هدایت شوند. این پژوهش از رویکردهای یک‌سان‌انگارانه در توسعه دیجیتال فاصله گرفته و چارچوبی متناسب‌سازی‌شده با زمینه نهادی برای سیاست‌گذاری ارائه می‌دهد .</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
